تبليغاتX
!!!من و زندگیم!!
بنام تنها امید....

اول از همه عید هممون مبارکبعدش سلام و سلامتی و خوشحالی واسه هممون...

روز عید رو خیلی خوب شروع کردم اما از روز بعدش تا حالای حالا دنبال دکتر و دارو و ناله و نق بوده....

خوبم...زندگی فعلا ابی یه...اما خب ابیش یه خورده تیره ست...افتابش میسوزونه و بادش از جا میکنه...تگرگش میشکونه و بارونشم دلگیره....من از من راضیم و از عشق قدیمیم که هر روز اتیشش داغتر میشه...

روزای خوبی نداشتم ....بازم اون پوچی یه همیشگی یه  و من که داریم با هم همزیستی یه مسالمت امیز میکنیم ...شاکی شدن دیگه دردی دوا نمیکنه....حتی خالی نمیکنه...حتی گریه هم کمک نمیکنه به سبک شدن....الکی خندیدن هم دیگه غیر ممکن شده....اما خب گفتم که...من خوبم چون اتیش دارم....اتیشی که همه یه وجودمو تو بغل میگیره و حرارتش نمیسوزونه...اینقده مطبوعه که از حرارت هیزم وسط قطب  هم حیاتبخشتره....

 من همه یه خوشحالیای ته دلمو مدیون توام...حالا از نفس کشیدن راضی ترم...

دعا میکنم امسال دیگه اخرین عید فاصله و دوری باشه....من نیازم تو رو هر روز و هر لحظه داشتنه...

خدایا احوالمون رو به بهترین صورتش تغییر بده.....امممممممین

موفق باشیم ....

+ نوشته شده توسط افتاب پرست!!! در دوشنبه هفتم فروردین 1385 و ساعت 12:26 |