سلام....من اومدم ... محض فوت کردن و اینکه بگم هنوز نفس میکشم....خوبم...یه خورده خسته....یه خورده نگران ....اما خوشحال...ازاینکه سایه یه خدا با من راه میره و اگه پام گیر کنه به سنگ و بیفتم سایم نمیفته....دارم فکر یه بهشت تو دنیا رو میکنم...یه جای خنک و گرم واسه ارامش به یاد بغل مهربونت.......یه نسیم که بوی نفس تو رو داشته باشه....یه اسمون وسیع که اندازه یه دل تو جا داشته باشه....
امیدوارم به ثانیه یه بعدی که میاد...اجازه یه افتادن به خودم ندادم....
خوبم و باز خوووووووووووووب....
هستم و خواهم بود....
دوستت دارم
حتی اگه اندازه یه هفتاد تا اسمون فاصله بینمون باشه.....
دیوارای سفید اگر چه زرد شدن .....رد خستگی یه من روشون داره چشمک میزنه اما قشنگن ..چون انتظار چشمای تورو بیشتر از چشمام میکشن....
دعام کنین..
خدانگهدارمون باشه....![]()

