تبليغاتX
!!!من و زندگیم!! -
 

 

خدای بزرگ!!!

همیشه شکرت کردم به خاطر همه یه چیزائی که بهم دادی و برای همه یه چیزایی که بهم ندادی...

خدای بزرگ همیشه به دادم رسیدی تو همه یه لحظه های سخت...همیشه همه یه خوبا رو برام خواستی....

اما

اما

اما خدای همه!!

غم بزرگ توی چشمام....تو دلمو ...چیکارش کنم...چه جوری قایمش کنم؟؟؟

چیزی که ریشه کرده تو قامت من و منو سر پا نگه داشته ...ستون غصه رو  چه جوری قایم کنم خدایا؟؟؟

چی میشد  اگه منم بدون سختی زندگی میکردم و میمردم؟؟؟؟

همه یه موزیکای دنیا خاطره های روزای سخت منن...همه یه عیدا و  تابستونای  هستی خاطره های تلخ تنهائی های منن....و همه یه خوشمزه های دنیا طعم تلخ گریه های  بیکسی منن....

خدای من دیگه طاقت ندارم ادای  قوی بودنو در بیارم...چشمام به مردم دروغ نمیتونن بگن...همه میبینن غم توی چشمامو و من خجالت میکشم از  نگاه کردن تو چشای دیگران!!!!!

چه جوری میخوای ریشه یه غصه رو از چشمای من بخشکونی خدایا؟؟؟

خدای من چه حوری میخوای تو چشام نیگا کنی  وقتی اومدم پیشت؟؟؟؟

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط افتاب پرست!!! در دوشنبه دهم فروردین 1388 و ساعت 1:6 |