تبليغاتX
!!!من و زندگیم!! -
طعم لیمو!بنام تنها امید...

امروز تولد من  توی شناسنامه بود...روز جالبی یه...اولین روز ماه آوریل که معروف هست به روز دروغ و شوخی...

اما خب گذشته از دروغ و شوخی امروز بهترین روز زندگی من  مُهر خورد...خیلی خوشحالم...خوشحالم از اینکه خدای بزرگ مثل همیشه بال و پر شیکسته یه منو نوازش کرد...امیدوارم شوخی با من نکرده باشه...!!!

تولدواقعیم امسال روز تاسوعا بود...خودم یادم بود اما خب نمیشد حتی بگم...خیلی غصه خورده بودم...هم از تنهائی...هم از  اینکه روز  گرفته ای بود....اما خب فکر کنم کائنات همیشه حساب کتابش دقیقه...شاید دیر و زود داشته باشه اما انگاری سوخت و سوز نداره....

امروز ظهر سر یه میزی نشسته بودم که آدمهای دوست داشتی ای هم کنارم بودن و مهمتر از همه اینکه همه یه اون ادما که خیلی وقت نیست  میشناسمشون  سورپرایزم کردن و  با یه کیک و دو تا شمع که ۲۸ سال عمرمو روشن کرده بود برام، تولدت مبارک میخوندن...از صدای خنده یه از ته دل خودم  خودم هم لذت میبردم...

نمیدونم چی بگم...خیلی خوشحالم...

روز تولد من مصادف شد با روزی که اولین بار تو زندگیم به طور رسمی کار میکردم وروز امضای قرار داد قشنگ و دوست داشتنیش!!!

خدای خوب من! همیشه دستت توی دستم بوده و هست و همیشه از تکیه به تو و مهربونیت  پشتم گرم بوده ..

کمکم کن بتونم وظیفه ای که دارمو درست انجام بدم....کمکم کن قوی باشم...کمکم کن همیشه داشته باشمت...ترکم نکن که بیشتر از همیشه  احساست میکنم و بهت نیاز دارم...

اَلَن میگفت که فرِد بهش گفته یه دختر ناز و با استعداد بهت معرفی میکنم...میگفت از من خیلی راضی یه و از اینکه پیدام کرده خوشحاله...اما من باورم نمیشد فرِد این حرفا رو راجع به من گفته باشه....هر موقع که میدیدمش از  ترس و استرس همه یه عصب های تنم منقبض میشدن....یه باز زنگ زدم به دختره بگم که من ۱۰ دقیقه دیر میرسم سر کلاس وقتی  صدای فرِد  رو  پشت تلفن به جاش شنیدم یادم رفت چی میخواستم بگم

و روزی که داشتم میرفتم از مدرسه بهش گفتم مرسی آقای ایکس برای همه چی و خدانگهدار...گفت معلوم نیست که برمیگردی یا نه...خدافظی نکن...و من سریع گفتم امیدوارم که دیگه برنگردم!!!طفلک شوک شد از جوابم...فکر میکردم از من خوشش نمیاد اما امروز وقتی شنیدم راجع به من چیا گفته همش خندم میگیره و دلم میخواد دوباره ببینمش!!!!!

فرِد و ژولی و خدای خوب من !!!

برای همه یه کمکهائی که بهم کردین ...همه یه کارائی که برام انجام دادین از صمیم قلب ازتون ممنونم...

خدانگهدار!!!!

+ نوشته شده توسط افتاب پرست!!! در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 و ساعت 21:37 |